این کتاب را هم اگر تونستید گیر بیارید و بخونید:
هیچ کس مرا درک نکرد.
نوشته شده توسط فاطیما در سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ساعت 23:42 موضوع | لینک ثابت
کتابی که وقتی دفعه اول خوندم سر در نیاوردم ولی وقتی دفعه دوم که خوندم لذت بردم
و هر وقت خسته می شو م از دنیا و یا خیلی در زندگی به مشکلات بر میخورم
می خونم و قوت می گیری
آریُ کتاب زندگی نامه یک استادُ ان هم چه استادی
آری کتاب استاد عشق
کتابی است که زندگینامه پروفسور حسابی را با نگارش خاص و زیبا بیان نموده و
ایشان یک زندگی بسیار سختی را داشته اند ولی با پشتکار و همت و تلاش به درجات علمی بالایی رسیدند.
همچنین ایشان دارای ویژگیهای اخلاقی خوبی بودند.
نوشته شده توسط فاطیما در سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ساعت 23:35 موضوع | لینک ثابت
کتابی که وقتی دفعه اول خوندم سر در نیاوردم ولی وقتی دفعه دوم که خوندم لذت بردم
و هر وقت خسته می شو م از دنیا و یا خیلی در زندگی به مشکلات بر میخورم
می خونم و قوت می گیری
آریُ کتاب زندگی نامه یک استادُ ان هم چه استادی
آری کتاب استاد عشق
کتابی است که زندگینامه پروفسور حسابی را با نگارش خاص و زیبا بیان نموده و
ایشان یک زندگی بسیار سختی را داشته اند ولی با پشتکار و همت و تلاش به درجات علمی بالایی رسیدند.
همچنین ایشان دارای ویژگیهای اخلاقی خوبی بودند.
نوشته شده توسط فاطیما در سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ساعت 23:35 موضوع | لینک ثابت
کتابی که وقتی دفعه اول خوندم سر در نیاوردم ولی وقتی دفعه دوم که خوندم لذت بردم
و هر وقت خسته می شو م از دنیا و یا خیلی در زندگی به مشکلات بر میخورم
می خونم و قوت می گیری
آریُ کتاب زندگی نامه یک استادُ ان هم چه استادی
آری کتاب استاد عشق
کتابی است که زندگینامه پروفسور حسابی را با نگارش خاص و زیبا بیان نموده و
ایشان یک زندگی بسیار سختی را داشته اند ولی با پشتکار و همت و تلاش به درجات علمی بالایی رسیدند.
همچنین ایشان دارای ویژگیهای اخلاقی خوبی بودند.
نوشته شده توسط فاطیما در سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ساعت 23:35 موضوع | لینک ثابت
عشق است و آتش و خون
داغ است و درد دوری
کی می توان نگفتن
کی می توان صبوری
نوشته شده توسط فاطیما در سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ساعت 23:26 موضوع | لینک ثابت
عشق است و آتش و خون
داغ است و درد دوری
کی می توان نگفتن
کی می توان صبوری
نوشته شده توسط فاطیما در سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ساعت 23:25 موضوع | لینک ثابت
دلم میسوزه از اینکه همیشه سعی کردیم در حق افراد خوبی کنیم و دیگران در حق مان بدی کردند
دلم میسوزه از اینکه همیشه مواظب بودیم کسی را ناراحت نکنیم ولی دیگران ما را ناراحت کردند
دلم میسوزه از اینکه سعی کریم هیچ وقت دل کسی را نشکنیم ولی دیگران همش دل ما را شکوندند
دلم میسوزه که همیشه ما دل مان برای افراد سوخت ولی هیچ کس حالش برای ما نسوخت
هیچ کس
نوشته شده توسط فاطیما در شنبه یازدهم تیر 1390 ساعت 22:55 موضوع | لینک ثابت
خدایا آنقدر به ما صبر بده تا بتوانیم در برابر مشکلات و مسائلی
که بر سر راهمان قرار میدهی صبور باشیم تحمل کنیم و
آنقدر به ما نیرو وقدرت بده تا بتوانیم موانع را کنار بزنیم .
آنقدر به ما اعتماد به نفس بده تا
هیچ گاه خودمان جلوی دیگری کوچک نکنیم و
حرف دل مان را به دیگری نگوئیم و از او کمک نخواهیم
و همیشه بدانیم تنها یاری دهنده توئی و بس.
نوشته شده توسط فاطیما در شنبه یازدهم تیر 1390 ساعت 22:40 موضوع | لینک ثابت
حرف دل گوئی به نامحرم گر غوغا کنی
سفره دل نابجا بود گر وا کنی
هر کسی لایق نباشد بشنود اسرار دل
بردباری پیشه کن تا همدلی پیدا کنی
تا همدلی پیدا کنی
نوشته شده توسط فاطیما در شنبه یازدهم تیر 1390 ساعت 22:29 موضوع | لینک ثابت
خیلی نگرانم. اضطراب دارم.
آره وقتی خطائی و یا کار اشتباهی انجام می دهم
انقدر خود را سرزنش می کنم که دیگر خواب و زندگی و حواس ندارم................
آِری یه حرف هایی زدم که البته خودم متوجه نشدم اشتباه است ولی حالا به من می گوین چرا این حرفها را زدی؟؟
خیلی کار اشتباهی کرد؟؟ البته چیز خاصی نبوده و من دوست داشتم صداقت داشته باشم ولی
میگن امروزه
آدم باید کمی هم سیاست داشته باشه و همه چی رو تعریف نکنه///
برام دعا کنید...
البته
نوشته شده توسط فاطیما در شنبه یازدهم تیر 1390 ساعت 22:18 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
<-BlogAbout->
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY